شعرهاي برگزيده انجمن اهل قلم
همیشه آنسوی دلتنگی خدایی هست که داشتنش جبران نداشتن هاست. پروردگارا تارکیهای حجاب مارا از ادامه راه باز میدارد چه بسا سرای دنیا هم زودگذراست ندادانیم راه غلبه براین حیرانی چیست دل بر نگاهی دوختهایم از جانب یار تا قالب بی روح تن روحی دوباره یابد. محسن میزری(بیدل اصفهانی) وسقانی البین کاسا طعمه مر المذاق ودموعی فوق خدی فی النکاب وانداق ((آیا راهی برای دیدار هست که اینگونه اشتیاق من بر من فزونی نهاده ))((وجدایی ودوری به من جامی نوشانده که مزه اش مذاق مرا تلخ کرده)) ((واشکهای من روی گونه ام ودر حال ریزش وجریان است)) (به نقل از کتاب تذکره المتقین نهایت سیر هر موجود که همه قوا واستعدادهای خود را به فعلیت رسانیده باشد فنای در ذات الله است محسن میزری اندر کوتاهی عمر گل بنگر که در نیستی نام او آوازه جان بلبل گشته و در هجران میسوزد منتظر بهاری است که دوباره وصال را برایش به ارمغان آورد پس عاشقان غم مخورید که پس هرنیستی هستی پدید آید منتظر بهار بمانید. (محسن میزری-بیدل اصفهانی) (چون غنچه دلی دارم پر خون ز جفای تو عمرم به کران آمد در عهد و وفای تو) بیان سیر درونی انسان کامل: نهایت سیر درونی انسان کامل که همه ی قوا و استعداد های درونی خود را کشف و به فعلیت رسانیده باشد،و به زبان عطار نیشابوری بعد از عبور از هفت منزل عشق حقیقی فنای درذات بی همتای احدیت است ( یعنی غنای هر حضوری در مظهر خویش)این است. غایت سیر متصور برای انسان کامل که همان غایت سیر ائمه ی طیبین است. در دهر کسی به گلعذاری نرسید تا بر دلش از زمانه خاری نرسید چون شانه که تا سرش به صد شاخ نشد دستش به سر زلف نگاری نرسید دبیر انجمن اهل قلم-محسن میزری بلبلی خونین دلم بازم کنید بال و پر بشکسته ام نازم کنید در گلستان بود ماوای مرا در میان غنچه افرازم کنید میپریدم سرخوش ازآوای چنگ درجوار لاله همرازم کنید بیخبر از عمرگل درنیستی درنیستان جمله پروازم کنید بیدلاخونین جگر دراین سرا باهوای وصل همسازم کنید دبیر انجمن : محسن میزری متخلص (بیدل اصفهانی) صحبت از ... صحبت از رفتن شد صحبت از هر چه من نمی گفتم دختری از دیروز و بهار فردا صحبت از پس فردا. شعر خاموش دو چشم جاری است بار و بندیل من این بقچه ی خالی از نور بار و بندیل من این بقچه ی خالی از شعر راه طولانی است دستم خالی است قصه ی ماندن؟!...نه! که تو را می خواهم یا تو می خواهی ام از ناچاری صحبت از هر چه نمی دانم من صحبت از هر چه نمی گویی تو زیر گوش مهتاب- صحبت از احساس است کودکی از دیروز هوس چیدن آلوی بهارم دارد صحبت از ماندن نیست سمیه فعَال شب است و بی قراری، بی پناهی دلی تنگ و نوای بی نوایی شب است و بی کسی در نا امیدی نشستن در میان این پلیدی شب است و قلب من تنها نشسته دل بیمار من از غم شکسته شب است و یادی از عشق جوانی غرور و شوق و مستی جاودانی شب است و یاد آن پاییز زیبا شروع زندگی ، امید فردا شب است و بی تو من تنهای تنها نشسته در میان موج غم ها شب است و یاد تو لالایی من فروغ چشم تو ،تنهایی من شب است و آهی از قلبی شکسته دلی تنها به لطف حق نشسته شب است و قلب من می گوید این را نمی خواهم پس از تو من زمین را الهام نادری جنوب گرم ترین آیه ی نگاه تو بود و شرجی غزلت حس گاه گاه تو بود زمین تو را به تن جنگلش فرا می خواند اگر نه قلب بیایان پناهگاه تو بود ولی نه..چشم تو حتما الهه دریاست که بی کرانگی عشق در پناه تو بود پلنگ زخمی من سال های عاشقی اش فقط برای رسیدن به روی ماه تو بود شروع وسوسه(تو)نگو دلیل نداشت همین بس است که قلبم رفیق راه تو بود بخوان که از تو غمی قدر یک جهان دارم دلیل بی تو شدن ها دل سیاه تو بود دل از همه بریده ام به حرمت نگاه تو
بساط عشق چیده ام به حرمت نگاه تو هرچه جفا کشیده ام وفا شود به پیش تو به عاشقی رسیده ام به حرمت نگاه تو حاجت به غم ندیده ام در طلب شراب تو بی بال و پر پریده ام به حرمت نگاه تو مست شود دو دیده ام هوش برد سبوی تو لعل لبت گزیده ام به حرمت نگاه تو از سوز غم شنیده ام که دل برد خیال تو پرده غم دریده ام به حرمت نگاه تو با سر و پا دویده ام ز هر طرف به کوی تو ببین چه ها کشیده ام به حرمت نگاه تو جامه ز تن دریده ام مجنون شوم ز بوی تو دل از همه بریده ام به حرمت نگاه تو محسن مهدیزاده نباشدم غمی که برده است یار من به سان لمع ستاره ای زوال دیر میکند (بیدل اصفهانی )محسن میزری دبیر انجمن در دل ما گله ای نیست اگر بگذارند بین ما فاصله ای نیست اگر بگذارند عشق ما روی گسل های جهان هم باشد خبر از زلزله ای نیست اگر بگذارند دست هایم برسد در گره گیسویش به خدا مسئله ای نیست اگر بگذارند همه ی عمر به او فکر کنم، غیر از این در دلم مشغله ای نیست اگر بگذارند در دل چاه گرفتار شدم چون یوسف جز توام قافله ای نیست اگر بگذارند دل پر از درد جدایی است و با عشق دگر بعد از این حوصله ای نیست مگر بگذارند سلیم غلامی دربسترغم ببین دلم خوابیده رسوا شده و دور فلک تابیده هرچندگلی نچیده ازدست وفا یکتاشده درشوق چه خوش آرمیده (بیدل اصفهانی) محسن میزری ۱-خداوند وجود مطلق وهستی بخش است ۲-روشنی آفتاب یکی است لیکن در آئینه وآب که میتابد صورت آن تغییر میکند وشدت و ضعف پیدامیکند حال ااگرآیئنه وآب از میان برداشته شود در روشنی نقصانی راه نمیابد ۳-اعداد هرقدر هم که هستند از مجموع وحدات تشکیل یافته اند همینطور در تمام کائنات یک ذات است که در مرتبه کثرت"مختلف و متعدد به نظر می آید
دلم مي گه سفر بكن از اين هواي بي كسي
برو به شهر عاشقا پيدا بكن هم نفسي
دلم مي گه سفر بكن تو كوچه باغ خاطره
همون كوچه كنار گل كه بوش بوي مسافره
دلم مي گه سفر بكن مردم شدن چه بي وفا
كسي ديگه نداره دل يادي كنيم از اون صفا
دلم مي گه سفر بكن ز قصه هاي بي فروغ
خداي من خسته شدم حرفا شده همش دروغ
دلم مي گه سفر بكن به نقطه اوج آسمون
هم خونه ي ستاره ها ستاره ها ي مهربون
دلم مي گه سفر بكن به راه خوب نور عشق
دوباره تازه تر بكن زندگي رو به شور عشق
دلم مي گه سفر بكن با نغمه هاي عاشقي
بيار برام عطر خوش باغ گلاي رازقي
ترانه سرا؛محمد فرامرزي بابادي
صحبت دل:
نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت
21:15 توسط اهل قلم| |
عرض عبودیت از زبان حقیر:
نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت
0:18 توسط اهل قلم| |
هل سبیل للتلاقی که چنین طال اشتیاقی
نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت
13:14 توسط اهل قلم| |
نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت
12:30 توسط اهل قلم| |
نهایت سیر هر موجودی
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت
16:55 توسط اهل قلم| |
(بیان وادی فنا و نیستی)
نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت
11:23 توسط اهل قلم| |
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت
22:11 توسط اهل قلم| |
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت
22:9 توسط اهل قلم| |
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت
22:0 توسط اهل قلم| |
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت
10:8 توسط اهل قلم| |
نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت
16:5 توسط اهل قلم| |
نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت
17:37 توسط اهل قلم| |
منم بی دلی که بی بال سیر می کنم خوش است مردنم که بیداد خیر می کنم
نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت
22:8 توسط اهل قلم| |
نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت
22:5 توسط اهل قلم| |
نوشته شده در شنبه هشتم فروردین 1388ساعت
10:12 توسط اهل قلم| |
نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388ساعت
10:24 توسط اهل قلم| |


